تبليغاتX
.. :: مطالعه فضای مجازی :: ..
.. :: مطالعه فضای مجازی :: ..

وقتی درباره فلسفه وجودی رسانه ای صحبت به میان می آوریم نا خودآگاه ذهنمان جهشی به سوی تاریخ پدید آمدن رسانه پیدا می کند. علت وجودی رسانه نخستین و بدیهی ترین سوالی است که ایجاد می شود. از آنجا که رویکرد اصلی این وبلاگ بررسی فضای مجازی بوده و فعالیت های شخصی نگارنده بر حوزه وبلاگ نویسی استوار است برای جلوگیری از خلط مبحث این خط مشی را همچنان در روند محتوایی این وبلاگ حفظ خواهم کرد.

اگر با رویکرد دو فضایی شدن به فضای سایبر نگاه کنیم ما با یک رسانه سر و کار نداریم بلکه با جهانی که به موازات دنیای واقعی شکل گرفته است مواجه هستیم!

این فضای جدید از یک طرف محصول توسعه سخت افزارها و نرم افزارهایی بود که خلق "واقعیت مجازی " را امکان پذیر ساخت و از طرف دیگر متاثر از تمایل به رهیدن از فرسایش انرژی در جهان واقعی و اندیشه زندگی در "جهان دیگر" بود.(عاملی،1384)

در این جهان به موازات جریانات و نهادهای به وجود آمده که بسیاری از آنها در ادامه همان نهادهای زندگی اجتماعی است و  هم چنین وجود نهادهایی که خاص این جامعه مجازی است بیانگر اقتضائات و نیازهای شهروندان این جهان است.

اگر با رویکرد استفاده و خرسندی به استفاده مخاطب آگاه و فعال از عرصه ی مجازی بنگریم، نیازهایی را این عرصه و هم چنین رسانه های الکترونی فعال در این فضا برای کاربران باید پاسخ گو باشند اعم از نیازهایی چون آگاهی اوقات فراغت و سرگرمی و هویت یابی و… .

بر می گردیم به سوال اصلی که این شبکه تارنما که ماهیت شهرگونه ای دارد و نهادهای رسانه ای الکترونی را در خود جای داده است در بدو ظهور خود به چه نیازی پاسخ می داد؟

با مطالعه تاریخی پیدایی به شبکه آرپانت می رسیم که در سال 1969 برای مقاصد نظامی امنیتی وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا طراحی شده بود که بین دو دانشگاه کالیفرنیا و هاروارد و وزارت دفاع برقرار بود.

 

1983 زمانی است که کاربرد نظامی و  تحقیقاتی را به وسیله شبکه میل نت از هم تفکیک نمودند. میل نت کابرد تحقیقات نظامی داشت و آرپا نت صرف تحقیقاتی که نام آن به اینترنت مبدل شد.

 

 پس در نتیجه علت وجود شبکه ارتباطی اینترنت به مقاصد سیاسی نظامی امنیتی برمی گردد.

 

نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 20:45 توسط مطهره آخوندی| |

 

ترم تحصیلی جدید برام یه جورایی متفاوت هست!

ترم آخر دوره کارشناسی ... آخرین کلاس ها ... آخرین ساعت هایی که دیگه برگشت پذیر نیستند!

بعد از یه مدت چند ماهه که فکر و ذهنم درس بود و حالا هم تا کنکور ارشد دو هفته مونده برگشتم.. این روزای آخر مونده به کنکور به ناچار باید سر کلاس ها حاضر شد و از یه طرف کلی استرس از اینکه فرصت جمع بندی رو دارم به خاطر مسیر رفت و برگشت تا دانشگاه  از دست میدم و از طرف دیگه یه ترس خفته که ...بگذریم..


دلم میخواد این دفعه قدرت خدا در من و دستانم جاری بشه و تلاش این ماه ها اثر بخش باشه...

دستهایم کوتاه

          آسمانم بی ماه

                    hands

   و امید همیشه تنها نجوایی است که مرا در این دغدغه ها برای ماندن و رفتن فرا می خواند!


با این حال میدونم که این ماه ها هم چیزی رو از دست ندادم و تازه باعث شد که از لحاظ نظری ذهنم سازمان پیدا کنه..مطمئنم این ترم مقالات من رنگ و روی مقالات پیشین رو نخواهد داشت.

"فلسفه ی رسانه " دلیلی برای احیاء این وبلاگ شد... و دوباره این ترم رنگ زندگی رو وبلاگم خواهد دید ... باید اسمش رو عوض  کنم تا بتونه جامع و کامل نشون بده که در مورد چی خواهد بود!

بعد از ۱۰ اسفند برمی گردم!

واسم دعا کنید... این روزها دغدغه هام زیاد شده ...

                        دلم آرامش میخواد..

                                                     همین!

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 19:11 توسط مطهره آخوندی| |