تبليغاتX
.. :: مطالعه فضای مجازی :: ..
.. :: مطالعه فضای مجازی :: ..

          

فهم مخاطب از واقعیتی که رسانه ادعای نشان دادن آن را دارد هیچ گاه نمی تواند بی واسطه و شهودی باشد بلکه بر پایه ابزار واسطه ای است. وجود فاصله میان پیام ارسالی و مخاطب از عینیت بازنمایی پیام (به دلیل خارج شدن از حیطه تجربه شخصی و شهود) می کاهد اما در عوض رسانه با در دست داشتن رمزگان فنی می تواند بازنمایی را همچون واقعیت جا بیندازد.

کانال های حسی و شنوایی و بصری و کلامی و در نهایت تفکر بر داده های دریافتی، مخاطب  را به طور ضمنی(ناخودآگاه و یا آگاهانه) در جهت گزینش پیام سوق می دهد. در نهایت با توجه به بسیاری از عوامل چون: پیش فرض های ذهنی، مود، پایگاه اجتماعی-اقتصادی، شیوه زندگی، قومیت، جنسیت، ایدئولوژی و ... قسمتی و یا تمام پیام را طبق نیاز خو فهم می کند.

برخي عوامل از جانب خود رسانه و برخي مربوط به مخاطب است که در گزينشگري پيام رسانه اي دخالت دارد .مک کوئيل (1997)پس زمينه ي اجتماعي(چون طبقه ، تحصيلات ، مذهب،محيط خانوادگي ،منطقه محل سکونت) ، مشخصه هاي فردي (جنس ، سن ، سطح درآمد)، نيازهاي رسانه مدارانه ، سلايق و رجحان ها شخصي در خصوص ژانرها ، قالب ها ، يا محتواي خاص ،عادت هاي عمومي نسبت به مصرف رسانه در اوقات فراغت ،آگاهي نسبت به گزينه هاي موجود ،زمينه ي خاص استفاده (مثلا در مورد تلويزيون خانواده )بخت و اقبال قرار گرفتن در برابر پيام رسانه اي را عواملي از جانب مخاطب مي داند که در نحوه ي گزينش پيام اثرگذارند.

مسلما پيامي که توليد کننده در نظر دارد و سپس در شکلي از نماد ها و اشياء آنرا بيان مي کند ، و آنرا در يک کانال ارتباطي و در شکل يک رسانه و سياست هاي حاکم بر آن بيان مي کند ،و نحوه ي دريافت پيام و زمينه ي دريافت پيام  باعث چرخش پيام از شکل اولين خود مي شود و در آخر اين مخاطب است که بازتقسيري از پيام دريافتي مي کند .رويکرد استفاده و خرسندي نيز جايگاه مخاطب را از انفعال درآورده و وي را مخاطب و پويا در جريان مصرف فرهنگي مي داند.

فیسک در قرائت مخاطب از فیلم معتقد است که :«قرائت، مترادف گردآوری معانی از متن نیست، بلکه گفتگویی بین متن و موقعیت اجتماعی خواننده است.متن و ذهنیت سازه هایی گفتمانی اند و هر دو شامل گفتاری متناقض یا مشترک اند. چند معنایی بودن متن و گوناگونی قرائت ها، حاصل این تناقض هاست.»

وقتی مصرف را به عنوان نوعی ارتباط و خلق معنا بدانیم به مخاطب خود نقش فعال و مشارکتی داده ایم.

این سوال مطرح است که  آیا در کنار حضور کالای نمادین (که به عنوان ابزاری برای ارتباط با دیگران به کار گرفته می شود) می توان از مصرف رسانه ها به عنوان ابزار ارتباط با دیگری یاد کرد؟ مسلما با یقین به پاسخ این سوال که همان کارکرد نخستین و بدیهی رسانه است ما سعی داریم، با مصرف رسانه ی خاص بخشی از هویت حال و یا مطلوب خود را ارائه کنیم!

 

بوردیو مصرف فرهنگی را  نوعی خلق ارتباط می داند. رسانه ها و موسیقی پاپ و کتاب و ... جزء محصولات فرهنگی محسوب می شوند.

 ماهیت رسانه و نوع تکنولوژی مصرفی در آن در نوع مصرف و شکل آن تاثیر گذار است.

فیلم با عناصر صدا و تصویر و حرکت توهم واقعیت را فزون می کند و مخاطب آن چه را که بر پرده و یا صفحه تلویزیون است واقعی می یابد. خوانش متن را باید در کانتکست جست! البته قبل از انتخاب مخاطب برای توجه به فیلم فرآیند های شناختی درگیر هستند . مواجهه گزینشی و توجه گزینشی و در نهایت درک و نگهداشت گزینشی همه در فرایند تعامل مخاطب و رسانه موثرند.

ایدئولوژی حاکم بر ذهنیت ها در توجه گزینشی نقش دارند . چهارچوب فکری کلی هویت ما ایجاب می کند که آنچه را که به عنوان اصل وجودی خود –من وجودی- در خوانش از متن که در اینجا یک فیلم است نقش فعال داشته باشد.خود محوری مخاطب در فرایند تعامل با رسانه و مصرف رسانه ای ، با آنکه در رسانه ای چون تلویزیون خلق محتوا برای تک تک افراد مخاطب نا ممکن است اما دنیای ذهن این اجازه را می دهد که ما خود به خلق معنای مجدد در تطبیق پیش فرض های ذهنی خود بپردازیم.

خوانش یک فرد افغانی یا ایرانی با فیلم سفر قندهار که در ایجا به صورت یک مثال مطرح است، با یک فرد از فرهنگ اروپا یا آفریقا متفاوت خواهد بود. زیرا پیش فرض های فرهنگی و اجتماعی این جوامع متفاوت از هم اند.

در فیلم سفر قندهار  نفس، مهاجر افغانی مقیم کانادا برای دیدن خواهرش که قصد دارد  در لحظه آخرین کسوف  قرن  بیستم به دلیل شرایط حاکم  بر افغانستان خودکشی کند  رهسپار قندهار می شود. او توسط ضبط صوتی  که همراه  دارد برای خواهرش حرف  می زند  تا شاید بتواند او  را از این کار منصرف  کند.و در این مسیر اتفاقاتی رخ می دهد که نفس از نزدیک محرومیت ها در کشور خود درک می کند.

صحنه اول فیلم این گونه آغاز می گردد : در آسمان ماه مانع از ديدار خورشيد است، در زمين برقع مانع از ديدار روي زنان. نفس، برقع از روي خويش بالا مي زند. چشم ها و گوشوار آبي رنگش در نوري كه از سوراخ هاي برقع بر او تابيده پيدا مي شود.

حال مخاطب از این صحنه می تواند خوانش های متفاوت داشته باشد. می تواند در ذهن بین کسوف و برقع رابطه معنایی ایجاد کند.

نور، تاریکی رنگ آبی همه ی این ها می توانند نماد از مبهمی آرامش آگاهی امید پیروزی و نوید و نا امیدی باشند.

این خوانش ها با در کنار گذاشتن بقیه پلان ها و صحنه ها کامل خواهد شد . ممکن است فردی خفقان را پر رنگ دریابد و کسی به وضعیت هلال احمر و  گروهی به رابطه عاطفی دکتر و نفس و یا خود را با شخصیت نفس همذات پندار بدانند. خوانش ها ناگریز از تفاوت ها ست و به اندازه ی تمامی خوانندگان خوانش است.

 

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 22:51 توسط مطهره آخوندی| |