به ندرت می توان افرادی را پیدا کرد که درباره رستم و سهراب و اسفندیار چیزی نشنیده باشند. کم تر افرادی هستند که با سیندرلا و لنگه ی کفش طلایی آشنا نباشند. هنوز هم کودکانی هستند که با قصه های پریان Fairy Land ) ( مادر خود که او هم از مادر خود آموخته است، به خواب می روند. دست مایه افسانه ها و داستان های حماسی کشمکش میان خیر و شر، اغراق (Exaggeration) و تخیل بالا هستند. شاید اطلاع به دست آمده ی آدم دیروزی درباره سرزمین دوردست ها و پشت کوه و دریا ، که در چهارچوب یک مرز و محدوده بود جز از دیگرانی که آنها هم دهان به دهان شنیده بودند، میسر نبود. نه وی توانایی داشت که بتواند آن سمت کوه ها برود و با تجربه ی شخصی دنیای دیگران را فهم کند، و نه وسیله ای بود که بتواند از دیگران روایت کند. برای آدم دیروزی گفته دیگرانی که آنها هم نقل به نقل شنیده بودند و در فرهنگ شفاهی خود آن دیگران را حفظ کرده بودند ، حجت بود! اگر در افسانه اش موجودهایی بودند که در کوه ها می زیستند و دیو های سیاه و سفید می نامیدشان، جز همان تجربه های اجدادش و خود او به حالت اغراق آمیز نبود. ریشه ی این دیوها همان دیگرانی بودند که در زیست بوم وی با زبان و جثه های متفاوت از وی ، در کوهها می زیستند ! اگر اهریمنی در اساطیر بود، اگر خدایگانی بود، اگر پر جادویی ، اگر دیو هایی بود ، رد پای همه را می توان در زندگی روزمره آن انسانها دید. با خواندن تاملی اساطیر و افسانه ها به دغدغه های جامعه آن زمان می توان پی برد و شاید از دیدی دیگر بتوان هنر دوران باستان_در رویکرد اسطوره ای خود_ را منعکس کننده ی تمنیات ارضا نشده ی بشر و آرزوهای او دانست.(کوپال، عطاء الله 125) اما همواره جایگاه افسانه ها و شخصیت ها، والا و همراه با احترام بوده است. قهرمانان این اساطیر، نیرویی ماورایی و بالاتر از انسانهای عادی داشته اند ، که تجلی آنرا می توان حتی به هنگام تشبیه قد و قامت آنها به صورت ملموس یافت. بشر در گذر زمان از عصری به عصر دیگر، خرد گرایی را جایگزین "سنت" کرد. دیگر همگان می دانستند که تنها این یک داستان است و تخیل و اغراق در آن زیاد است و وجود خارجی نداشته و نخواهد داشت. اما این به معنای پایان اسطوره و افسانه نیست، بلکه افسانه های ما هم با زندگی شهری ما پیوند خورده اند و به شکل دیگری نمود پیدا میکنند اما اکنون در سطحی کوچکتر و باورپذیرتر! یکی از این مکان ها که در آن می توان رد پای افسانه ها را یافت، "آرایشگاه های زنانه" هستند . آرایشگاههای زنانه قلمرویی عمومی ولی در عین حال خاص زنان و با مدیریت و تسلط زنان بر آن است، مکانی است که در آن افسانه هایی خلق و انتشار داده می شود. با اینکه این مکان خاص زنان است اما کارکرد آن در نهایت زیبایی و جذاب شدن برای مردان است. آرایشگاه و دیالکتیک اقتدار آرایشگاه از معدود عرصه هایی است که در کشور ما مراجعه کنندگان و ارائه دهندگان خدمات فقط زنان هستند. در آرایشگاه ها نقطه ی محوری آرایشگر است که ظاهر خود آرایشگر و پوشش وی در نگاه اول بیانگر نوع سلیقه اوست. مکان آرایشگاه و دکوراسیون داخلی و محصولاتی که وی مصرف می کند از دیگر سرنخ های شناسایی سلیقه آرایشگر برای مشتری است. گاه آرایشگران برای خود دست یارانی دارند و در خلل تقسیم کار در بین خود، کارهای اصلی و ظریف تر و مهم تر با خود آرایشگر است و وی تنها به عنوان یک ناظر و هم صحبت با مشتری در آرایشگاه حضور دارد. رهبران فکری مد و زیبایی و سینما " زنان " هستند آرایشگر کسی است که مسلط به تمام مدل های جدید روز است، انواع ماسک ها و وسایل آرایشی و برند ها را می شناسد. فردی است که تمام کاتولوگ ها و ژورنال های جدید و فشن را دارد و مسلط به انواع رنگ های مو و مش و ... است. ودر رتبه ای پایین تر اما قوی تجویزهایی برای پوست و مو می کند. آرایشگاه را می توان یک محیط میان فردی دانست و رهبر فکری در مد و زیبایی همان آرایشگر است. وی که نقطه ی ثابت و مشترک تمام ارتباط های میان فردی رخ داده در آن مکان است از تجربیات دیگر مراجعه کنندگان و تاثیرات یک برند خاص بر پوست و مو برای دیگران می گوید. آرایشگر علاوه بر آنکه خود منبع این دانسته ها و تجربه هاست ، راویِ این روایت های میان فردی رخ داده نیز هست. وی به دلیل آنکه رهبر فکری این حوزه محسوب می شود، تاثیر مناسبی بر مصرف وسایل آرایشی و بهداشتی مراجعه کنندگان دارد. از آنجا که امرار معاش آرایشگر بستگی به مراجعه بیشتر مشتری ها دارد، وی با ارتباط میان فردی قوی تر سعی در نگه داشتن مشتریان است و برای خود "مشتریان وفادار "تربیت می کند. افسانه های محلی زاده می شوند در اینجاست که علاوه بر افسانه هایی که در ابتدا راجع به قدرت معجزه گری یک محصول و برند خاص بر پوست و مو بوده، افسانه هایی خصوصی تر زاده می شودند. زنان در این محیط که به کار زیبایی و خودآرایی مشغول اند و در عین حال نگران خانه و فرزندان و شوهرانشان هستند ، از روزمره گی های خود برای هم نقل می کنند. با هم از دغدغه هایشان می گویند. گاهی آرایشگر که اینجا گوش شنوای تمام این داستان هاست، به یک مقام بالاتر _یعنی مشاورخانواده _ تبدیل میشود. وی راه کارهایی برای حل مسائل که عموما به روابط زناشویی و یا آداب معاشرتی است ارائه می دهد. وی تجربه های دیگران را مثال می زند و با مشتری خود همدردی می کند. و اینجاست که وقتی مشکلی حل شود، این افسانه زاده میشود که " خانم فلانی دستش خوبه " اینجا با یک مغالطه است که تصور می شود نوع کار فرد آرایشگر است که باعث حل شدن مشکلات شده است، در واقع همان گوش سپردن و توصیه ها و یا همان حس همدردی است که باعث شده مشتری با آرایشگر حس نزدیکی و صمیمیت و خیر بودن کند. آرایشگر طلب خیر می کند و خیر رخ می دهد. به واسطه ی نوع حرفه اش، با زنان زیادی از یک محل در تماس است و به نسبه همه را می شناسد و این باعث می شود کسانیکه در پی یافتن فردی برای ازدواج باشند به خانم آرایشگر به عنوان یک معتمد و مشاور نگاه کنند. شادی و خوشی هم قرینه مشاطه گر نوع حرفه آرایشگری ایجاب می کند که همیشه حضور آرایشگر در زمان خوشی ها باشد. وی برای عروسی ها و نامزدی ها و جشن هاست که همیشه به زیبا کردن دیگران می پردازد. قرینه بودن ذات حرفه ی وی با شادی ها، و چهره ی آراسته ی همیشگی وی و رهبر فکری بودن در زمینه مد و زیبایی، و هم چنین معرف بودن و واسط خیر بودن ( معرفی افراد برای ازدواج به هم ) از وی یک چهره ی اسطوری ای برای زنان دیگر فراهم می کند. حالا زنان هم محلی راوی این افسانه ی محلی و اشاعه آن در میان فامیل ها و همسایه ها و دوستانشان هستند. اینجاست که مراحل تاثیر رهبران فکری ادامه میابد. مصرف رسانه ای در آرایشگاه در دکوراسیون داخلی آرایشگاه ها چند نوع رسانه جایگاه قابل توجهی دارند. v عکس ها و پوسترهای تبلیغاتی v ژورنال های زیبایی v ژورنال های خانوادگی v لوح فشرده مد و زیبایی v موسیقی v اینترنت و کامپیوتر بسته به سلیقه و نوع علایق آرایشگر این رسانه ها را می توان در آرایشگاه ها یافت. دیوارها همیشه آذین بندی با عکس ها و پوسترهایی که در آن نقش برجسته ی زن به عنوان مصرف کننده است، دیده می شود. توضیح: تبلیغ رژ لب رایدینگ هود با عنوان: گرگ ها را از سروراخ بیرون می کشاند. در ژورنال های مد و زیبایی انواع مدل مو و لباس و رنگ مو یافت می شود. گاهی با کامپیوتر چهره ی شما را قبل و پس از آن آرایش و شینیون و یا رنگ و ... ترسیم می کنند و شما را در انتخاب آگاهانه تر نوع مدل آزاد می گذارند. موسیقی نیز یکی از عناصری است که رایج است، موسیقی های شاد و فرح بخش و آن ور آبی را می شنوید. و حتی می توانید یکی از نسخه های آن موسیقی را از آرایشگاه بخرید. گاهی هم لباس و لوازم آرایشی را برای خرید می توان یافت. بحث درباره نوع مصرف رسانه ای در آرایشگاه ها مفصل تر است، در اینجا اشاره مختصر برای آگاهی بیشتر کردم ولی در نهایت آرایشگر نیز همیشه سعی دارد که از اولین و بهترین های عرصه ی حرفه ی خود آگاه باشد. از اینترنت مدل های جدید را دانلود می کند و یا از رسانه های دیگر چون ژورنال ها استفاده می کند. وی اصولا به برندهای خاصی وفادار می ماند و همان مارک را برای کارش انتخاب می کند و به مشتریان هم درباره مارک ها اطلاع می دهد . پس اگر به روند رهبران فکری توجه کنیم آرایشگر پس از تاثیر پذیری و خرید مارک خاص که خواه از تجربه شخصی و یا تبلیغ رسانه ای و یا ارتباط میان فردی رخ داده باشد، این آگاهی خود را در پله ای بالاتر به مشریان خود متقل می کند و با ارتباط میان فردی در تقویت نوع مصرف می کوشد. البته این رهبر فکری تنها در مد و زیبایی و نحوه مصرف نیست، بلکه در زمینه مسائل زناشویی و خانوادگی هم به عنوان یک معتمد محسوب می شود. او یک زن است و دیگر زنان را درک می کند و در نتیجه مشریان وفادار وی با وی که معمولا هم در یک محله ساکن هستند ، مجموعه ای از هم باوران فکری را پدید می آوردند. تفاوت در کجاست؟ اگر دیروزها دختر فقیری با ورد یک فرشته ی کوچک تبدیل به زیباترین دختر شهر می شد و همسر شاهزاده می شد، امروز برای مثال : اگر مهری خانم صورت دخترکان را بند بیندازد، در عرض چند ماه ازدواج می کنند. اگر دیروزها باید حتما نوش دارویی برای زخم سهراب می رسید و نرسیدن آن باعث مرگش میشد، امروز آرایشگر با معرفی کرم ها و لوسیون و ماسک ها تمام جوش های صورت و موهای زائد را برای همیشه رفع خواهد کرد و پوستتان همیشه جوان خواهد ماند. اگر دیروزها مجنون از عشق می مرد و به لیلی زندگی اش نمی رسید و همیشه در هجران بود، آرایشگر همیشه پسرهای جوان و خوب و مناسب را برای دختران دم بخت در آستین دارد و وصال نزدیک است. اگر دیروزها رستم چند متر قد و چند تن وزن داشت و نژادش اصیل بود و همیشه در جنگ با اهریمن بود و از سرزمین و مام وطن دفاع می کرد ، امروز قهرمان داستان زنی است ظریف با موهای بُلُند و مانند انسان های معمولی که دستش همیشه در کار خیر است. اگر دیروزها قلمرو سرزمین و خاک همیشه مورد خطر دشمن بود و قهرمان از آن دفاع می کرد ، امروز آرایشگر از قلمرو زن و زیبایی او حفاظت می کند . یک رویداد خارجی از زمانی که واقع می شود تا وقتی که به دست مخاطب برسد از مجراهایی چون تولید ، پخش ، مصرف و بازتولید رد می شود که در هر یک از این مراحل به نوعی رمزگذاری و رمزگشایی صورت می پذیرد. در هر مرحله نیز پیام هایی درک می شوند که قابل تشخیص و یا مناسب باشد و به دلیل وجود پارازیت و سانسور میرایی پیام این میان کم نیست و تا زمانی که به مخاطب عرضه شود خود دستخوش تغییراتی شده ، و در نتیجه مخاطب نیز خود نیز به بازتولید پیام دریافتی می پردازد. مخاطبان دارای تنوع هستند و قرائت های متفاوتی از متن دارند و قالبی که در آن پیام به مخاطب عرضه می شود خود رمزگان فنی متفاوت دارد که در نحوه تاثیر پیام قطعا موثر است. پس مفهوم خبر خالص و یا روایتی عینا واقعیت رویداده، افسانه ای بیش نیست. تنها این بازنمایی را می توان با دستان کمتر (مراحل کمتر از رویداد تا مخاطب)و چهارچوب هایی برای رعایت اصولی که واقعیت را بیشتر در خود جای می دهند ، می توان به واقعیت نزدیک ساخت. خبری از سایت بی بی سی پرشین برای مثال با عنوان 'تنها چندصد دستگاه سانتريفوژ در نطنز فعال است' مورد بررسی قرار گرفته است. اگر نوع لید ، تعداد پاراگراف ها ، سوتیتر ها ،نوع تیتر، میان تیتر ها، تصویر و هایپر لینک را جزو رمزگان فنی یک متن خبری بدانیم قابل توجه است که : این خبر شامل 568 کلمه در 16 پاراگراف و دو میان تیتر است. مضمون این خبر حاکی از دست یابی ایران به سوخت هسته ای با دیدی شک آمیز است. یکی از میان تیترها با تیتر "فرايند سانتريفوژ" به تشریح علمی نحوه عملکرد این دستگاه است و در میان تیتر بعد با تیتر سوالی "نگرانی از چه؟ "سخنان حاکی از نگرانی البرداعی درباره نتایج دست یابی به این فن آوری توسط ایرانیان بیان شده است. هیچ سوتیتری در این خبر مشاهده نمی شود . یک تصویر از تأسيسات نطنز در سمت چپ بالای خبر در کنار لید خبر آمده است. لید به صورت قیاسی آمده است .در لید قیاسی، اختلاف یا تشابه بین دو رویداد توامان و مرتبط مورد نظراست.یا دو وضعیت به قیاس در می آید. فعل تیتر مضارع ساده است و از صفت "تنها" برای تاکید در ابتدای تیتر به عنوان یک تلنگر آگاهی و بیان جهت خبر آمده است.این تیتر شبیه به تیترهای اقناعی است . 6 فعل به صورت آشکارا منفی هستند و از نظر مضمون بسیاری از جمله ها حالت نفی دارند . تضادهایی که برای القاء مفهوم خُرد گرایی و کوچک برشمردن یک امر مهم است: طرف اول تضاد ≠ طرف دوم تضاد ← نتیجه معنایی این تضاد این تضادها با حروف ربط همچون : در حالی که،اما، به ویژه آنکه نیز تقویت شده اند. تحلیل هم نشینی و نتیجه: با توجه به تضادهای موجود در این خبر می توان با توجه به معناهایی که از طریق تضاد درون متنی به دست آمد به این نتیجه رسید که ایدئولوژی حاکم بر این خبر بی طرفانه نیست ! بلکه رد کردن ضمنی این موفقیت و فاقد اعتبار پنداشتن گفته های مسئولان بلند پایه ایرانی و متهم کردن ایران در کارکرد و هدف دستیابی به سوخت هسته ای به چشم می خورد. در نتیجه 2 حقیقت را از متن خبر می توان دید 1) حقیقتی که ایرانیان اظهار می کنند 2) حقیقتی که امریکائیان و مجامع بین المللی بیان می دارند. اما به راستی کدام حقیقتند؟ اگر با دید تحلیل نشانه شناسی به این خبر که به صورت متنی نوشتاری است توجه کنیم، دال ها و مدلول ها و در نتیجه وحدت و دال و مدلول نتیجه ای فارغ از تضادهای به دست آمده نخواهد داشت و بعد فشارها و ایستادگی را بیشتر لمس خواهیم کرد. گمانه های خود را در قالب مطالعه موردی در ۵۰۰۰ کلمه خواهم نوشت! شما هم می توانید در این مورد مرا راهنمایی کنید! 

نوشته شده در جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت
16:22 توسط مطهره آخوندی| |
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت
16:6 توسط مطهره آخوندی| |
کامنت ها عرصه ی خصوصی تر برای ابراز خود در وبلاگستان !
نوشته شده در شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت
19:45 توسط مطهره آخوندی| |


