مطهره آخوندی فضای سایبر و شایعه (با بررسی موردی مسخ دختر هلندی) مقدمه: وب، شبكه اي بودن، لينك دادن ، پيوند خوردن به نقاط متعدد ، اين شبكه ي جهاني كه با يك كليك از صفحه مجازي مانيتور پنجره اي مي گشاييد.اين پنجره را تعيين مي كنيد كه كجا باشد. با دوستان خود روزانه با ميل درتماسيد ، بدون آنكه بعد مسافت و اختلاف زمان را متوجه شويد . در اين شبكه براي خود هويتي تعيين مي كنيد ! يك آي دي مي سازيد ..سخت نيست.صفحه ي ياهو را باز مي كنيد و ثبت نام [1].دادن مشخصات ضروري و تمام! پيامي مي آيد و حضور شما در سرويس ياهو را تبريك مي گويد.مكان ياهو كجاست؟ نمي دانيد! اين شركت چه بك گراندي دارد؟ باز هم نمي دانيد! بودجه ي خود را چگونه تهيه مي كند؟ نمي دانيد.اما از يك هويت مجازي چون ياهو[2] يا ام اس ان [3]، اي او ال [4]، جي ميل [5]براي خود در اين فضاي مجازي هويت مي گيريد. و پسوند هويتي يك شركت را با خود حمل مي كنيد. بدون آنكه هيچ شناختي از آن شركت داشته باشيد. با اين هويت خودساخته در سايت هاي ديگر انجمن هاي گفتگو كلوب ها عضو مي شويد.ديگران تو را ديگر با برچسب[6] هويت واقعي شناسنامه اي نمي شناسند. خود مي توانيد هويت واقعي خود را باز آفريني كنيد و يا مستقل از "من" ِ بيروني "من" ِ مجازي براي خود بسازيد .فارغ از دغدغه هاي بيروني براي خود دغدغه هاي جديدي را در فضاي سايبر تعريف نماييد. اين هويت خودساخته اتان را هر روز چك مي كنيد. دوستانتان شما را با اين آي دي مي شناسند. نامه هاي الكترونيك در راستاي تعاملات واقعي(خارجي) هستند. هرزنامه هايي[7] هم مهمان بالك[8] و باكس[9] هم مي شوند. كه بيشتر تبليغاتي هستند. گاهي محتواي ميل ها هم چك مي شود و طبق علايق و خواسته هايت جانك ميل [10]دريافت مي كني. ميل هاي دريافتي ات گاه حاوي اطلاعات، خبر، سرگرمي ، مطالب آموزنده و تبليغات و خبرنامه و ... است. اگر از مطلبي خوشتان آمد آنرا با فوروارد [11]كردن براي دوستانت به اشتراك[12] ميگذاريد. چقدر به اخبار حاصله از ميل ها اعتماد داريد؟ چقدر آنها را با ديگران به اشتراك ميگذاريد؟ چقدر آنها را در زندگي واقعي خود دخيل مي دهيد؟ اين سوالاتي است كه ذهن مرا به خود مشغول كرده است. در این میان اعتماد کردن و یا نکردن یکی از مباحث مطرحی می شود .من در این مقاله سعی دارم که روند شکل گیری شایعه در فضای سایبر را با تکیه بر مطالعه موردی بیان کنم. این مقاله به طور اخص روند موازی شکل گیری شایعه در فضای سایبر به موازات دنیای واقعی را نشان می دهد. در جامعه اي كه ما زندگي مي كنيم ، نهاد هاي استواري كه هر كدام تعريف مشخص و مجموع الاتفاقي دارند ، حاكم هستند. جامعه مجموعه اي از افراد با فرهنگ مشابه ! قدم را كمي بلندتر بر ميداريم! با يك كليك وارد دنياي مجازي مي شويم اگر هر سايت و وبلاگ و در كل هر صفحه را يك خانه بدانيم، در روز با خانه هاي بسياري در تماسيم كه گاه وسعت بعضي از آنها در حد يك شهر هستند. در اين دنيا هم قوانيني حاكم است. همانطور كه در جامعه هر كدام نامي داريم ، براي خود در قدم اول تعيين هويت مي كنيم. شبكه اي از دوستان را ميابيم و يا توليد مي كنيم. در گفتمان ها دخالت مي كنيم. با كارت اعتباري خود وارد شبكه هاي اقتصادي مجازي مي شويم. اينجا يك جامعه است. نه يك جامعه ي يكپارچه بلكه خرده فرهنگ ها هم در آن ميزيند. و لفظي چون" فرهنگ سايبر"[13] در آن تجلي ميابد. "مردم چيزهايي ميبينند، چيزهايي ميشنوند و به چيزهايي ميانديشند آنوقت به زبان ميآورند يا جايي آن را يادداشت ميكنند. اكنون اين يادداشتها را ميتوان به سرعت از طريق اينترنت و پست الكترونيك و وبلاگها منتشر ساخت. در هر لحظه، هفت هشت وبلاگ به فضاي مجازي اينترنت اضافه ميشود و ايميلهاي رايگان در اختيار همه هست و هركسي حداقل سه يا چهار آدرس پست الكترونيكي دارد. قصهها و روايتها در اين نامههاي الكترونيكي جاري است، شعرها و مثل ها و اسطورههاي جديدي بوجود ميايند و داستان ميشوند در وبلاگها، مردم معمولي اينها را ميگيرند و ميبينند و ميخوانند و به ديگران ميرسانند: زبان به زبان، سينه به سينه، وبلاگ به وبلاگ، ايميل به ايميل. همه به تكاپو ميافتند، شوري و هيجاني: اينجا اينترنت است! تازه چه خبر؟"(خواجه نصیری ،ت 1384) از طریق پست الکترونیک نامه ای حاوی خبر دریافت می کنید . ممکن است این نامه ی دریافتی شامل متن عکس و لینک سایت باشد. چقدر خبر دریافتی موثر است ؟ آیا باور می کنید؟ آنرا چقدر با دیگران به اشتراک می گذارید؟ چه دلایلی باعث می شود که آنرا بپذیرید؟ اعتبار فرد فرستنده ، ارجاع خبر به یک سایت ، وجود عکس و حتی دیدن فیلم کوتاهی از حادثه باور ما را تقویت می کند. تعریف واژگان: همانگونه که این فضا اجازه می دهد خبر از حالت سنتی خود خارج شود و یک روزنامه الکترونیک فقط تکست و تصویر نباشد و مولتی مدیا باشد ، به همان اندازه هم می توان در خبر دست برد و آنرا از اعتبار ساقط کرد اما هنوز عنصر باورپذیری را با خود حمل می کند . من در این مقاله دو کلید واژه "خدعه ی تصویری[14]"و "شایعه"[15] را تعریف می کنم و با مطالعه ی موردی راجع به مسخ دختر هلندی و بازتاب آن در فضای سایبر بحث خود را به پایان می رسانم. تابان(1384) در باره خدعه های تصویری تعریف جامع و کاملی دارد : "اصطلاح Hoax يا به عبارت ديگر «پيامها و شوخیهای فريبنده» اصطلاحی است كه عدهای از فولكلوريستها معتقدند در طي سالهاي 1700 ميلادي وارد زبان و فرهنگ مردم شده است. " پيامها و شوخيهاي فريبنده، اخبار يا هشدارهايي دروغين و اشتباهي هستند كه سعي دارند مخاطبين خود را بنابه دلايل مختلفي مثلا صرف وقت گذراني، شوخي و سرگرمي و تفريح و يا حتي امتياز گرفتنها يا ترور شخصيت و مشهور شدن و بر سر زبانها افتادن و يا شيادي و دزدي فريب دهند به طوري كه مخاطبين در فضا و شرايطي قرار گيرند كه چيزي كه در اصل غير واقعي و دروغين است را حقيقي و واقعي تصور كنند و بپذيرند. متداول ترين پيامها و شوخيهاي فريبنده يا Hoax ها، پيامهايي هستند كه مثلا وجود يا پخش سريع ويروسها را هشدار ميدهند و اين پيامها اكثرا در انتها از مخاطب يا گيرنده پيام ميخواهند كه اين خبر را هر چه سريعتر براي دوستان و آشنايان خود فوروارد كنند. به اين ترتيب، اين پيامها به راحتي و به صورتي انبوه توزيع ميشوند و با حالتي تصاعدي باعث از كار افتادن يا ايجاد وقفههاي طولاني در سيستمها و سرورها بر روي اينترنت ميشوند، همان چيزي كه شايد قصد و غرض ارسال كننده اصلي اين پيام به ظاهر هشدار دهنده بوده است. خدعه های تصویری تلاشی برای گول زدن مخاطب برای باور آنچه که نادرست است ، می باشد.واژه Hoax از دو کلمه Hocus pocus” “ به معنای حقه بازی و تردستی می آید . کاربرد خدعه های تصویری در فضای سایبر بیشتر است و البته نباید آنها را در فضای جامعه نادیده گرفت . برای آنکه ذهنیت را تمرکز دهم خدعه های تصویری و روند آنرا با شایعه در دنیای واقعی مورد قیاس قرار می دهم. پس اینک تعریفی از شایعه بیان می کنم. "شايعه يعني توجه جامعه يا گروه به مسئله اي خاص.در جريان تبادل نظر مكرر ، افراد گروه سعي مي كنند كه پاسخ معما را با كنار يكديگر قرار دادن قطعه هايي از اطلاعات كه از اين جا و آن جا گرد آوري كرده اند ، كشف كنند. هرچه مقدار اطلاعات كمتر باشد ،نقش ذهن ناخودآگاه گروه در تفسير واقعه بيشتر مي شود،و هرچه ميزان اطلاعات بيشتر مي شود، تفسير آنان به حقيقت نزديكتر مي گردد." شايعات ، حادثه يا حقيقتي نگران كننده است."( نوئل كاپفر، ژ. 50: 1380) شايعه پديده اي اجتماعي است و در روند همكاري گروه شكل مي گيرد و مستقل مي شود . در جمع تاكيد و تقويت مي شود و به اوج خود مي رسد و همين جمع با مسكوت گذاشتن آن ، آن را خاموش مي كنند و شايعه به پايان عمرش مي رسد.شایعه خبر است. الگوی شایعه : 1)تکرار خبر 2)تفسیر 3)نتیجه گیری 4)شکل گیری دیدگاه عموم 5) سکوت اولین واکنش در برابر یک خبر و شایعه بازگو کردن آن برای دیگران است .به نوعی همان به اشتراک گذاشتن، تا دریابد که دیگران چقدر با او و او چقدر با فکر جمعی هماهنگ است.اظهار نظر بحث و پاسخ دادن به گره های گم شده باعث می شود از منبع فاصله گرفته ، و در نهایت نوعی به شکل گیری دیدگاه عموم منجر می شود. با پیدا شدن حلقه های گم شده و یا نیافتن دلیلی سکوتی حاکم فرما می شود و قضیه خاتمه میابد. حال همین روند را در یک خدعه ی تصویری بررسی می کنیم . سایتی مطلبی نقل می کند . در سایت ها و وبلاگ های دیگر این خبر بازتاب می کند و هر وبلاگی نظر شخصی بلاگر را بر اصل خبر افزوده می شود .در اینجا بلاگر هم نقش تولیدی ایفا می کند و چیزی بر اصل می افزاید.تکرار یک خبر و تفسیر آنرا شاهدیم و پیوند دادن به مطالب دیگری و هم چنین میل کردن خبر با عنوانی که باعث تهییج فرد دریافت کننده شود (و تشویق به فرستادن آن به دیگران)، باعث تقویت خبر و چرخش آن می شود .از سرنخ هایی که وجود دارد افراد نتیجه گیری می کنند و این دور ادامه میابد و دیدگاه عموم شکل می گیرد . و جمع می پذیرد که این خبر صحت دارد . چرا مردم باور مي كنند؟ آيا بايد هر شايعه اي را از بنياد دروغين پنداشت؟" سرچشمه ي بسياري از شایعه ها در حقیقتی بوده است. اطلاعات شایعه ساز در بنیاد خود این عنصر روایی را در بر دارند: (اموری که اوضاع موجود را بر هم می زند ! )ممکن است برخی شایعات دوام آورند و آن به دلیل یافتن مخاطبان جدید است . آيا مردم هم به همان اندازه كه در دنياي واقعي به اخبار سنتي(از طريق مطبوعات) اعتماد دارند در دنياي مجاز هم روايي يك خبر را به همان اندازه و يا بيشتر مي پذيرند. باید دانست که تعاملی میان دنیای مجازی و واقعی وجود دارد . یک شایعه می تواند از مجاز به واقع و یا بلاعکس رشد کند و گسترش یابد. در مقایسه کسانی که روزنامه می خوانند و آنهایی که داستانی را می شنوند مرزی است . "روزنامه خوان موضوعاتی را که می خواند اصیل و تایید شده فرض می کند ،زیرا به رسانه ها اعتماد دارد.اما شنونده ی داستان نمی تواند ان میزان از اطمینان را احساس کند حتی اگر احتمال صحت مطالب را بدهد." (کاپفر،ژ ،83:1380) شاید در روند شکل گیری افکار عمومی بیشتر بر نقش رسانه ها و تبلیغات تاکید شود (ساروخانی ،ب.1383) اما نقش شایعه را دست کم نباید گرفت . این سوال مطرح می شود که چرا شایعه را باور می کنیم؟ در پاسخ بهتر است اینگونه بیان کنیم که : "شایعه به تدریج که تعداد زیادتری از اشخاص را فرامی گیرد قدرت اقناعی هم پیدا می کند ."(لازار،ج،1380:99) بررسی موردی مسخ دختر هلندی: خبرگزاري آفتاب در اين مورد بيمسؤوليتي كرده و با عجله اين مطلب را از يكي دو تا از سايتهاي سرگرمي ( Funny ) نقل قول كرده كه سايتهاي مذكور تركي هستند و نشانی دو سایت ذکر شده است. آفتاب نيوز اصل آن مطلب را پس از افشاي حقيقت ماجرا حذف كرده و متاسفانه دسترسي به اصل آن مقدور نيست. سايتهاي تركي مورد نظر اينها بودهاند: (اصل خبر در سایت http://www.tutkufm.com) اصل خبر حذف شده از سايت آفتابنيوز اين است: «دختر جوانی در هلند در زمان تلاوت قرآن توسط مادرش با صدای بلند به موسیقی گوش می کرد هنگامی که با اعتراض مادرش مبنی بر کم کردن صدای موسیقی مواجه می شود به او و کتاب قرآن اهانت می کند. این دختر هنگامی که می بنید با وجود مخالفت او باز مادرش به خواندن قرآن با صدای بلند ادامه می دهد قرآن را به زور از دست مادرش می گیرد و آنرا پاره می کند که در همان حال دختر جوان آتش گرفته و می سوزد. مادر دختر برای خاموش کردن دخترش بر روی او پتو می اندازد و بعد از اینکه پتو را از روی او بر می دارد می بیند که دختر او تغییر چهره داده و به صورت عکسی که می بینید در آمده است.این دختر جوان هم اکنون در بیمارستانی در هلند بستری شده است». اين سايتهاي تركي نيز عكس را از آثار يك مجسمه ساز (گويا ايتاليايي باشد) به نام پاتريشيا پيچينيني برداشته و اين مطلب را به آن اضافه كرده بودند! اگر به سايت پاتريشيا پيچينيني برويد بالاي آن مطلبي را با اين آدرس[17] در توضيح اين عكس نوشته است،با اين توضيح و ترجمه كه:[18] بعضی از شما این عکس را توسط ایمیل یا در سایتهای گوناگون دیده اید. که همراه آن داستانی را نقل میکند که این عکس متعلق به یک زن است که در اثر طلسم و مسخ شدن چنین شده است. این خبر رادر سایت آفتاب نیوز در این تاریخ یافتم .شنبه 8 مرداد 84 خبرگزاري آفتاب اين خبر را نقل نمود. لازم به ذکر است به دلیل انعطاف پذیری می توان به اصل خبر چیزی افزود یا از آن کاست . من در این خبر در ادامه ی خبری که در تمام وبلاگ ها و سایت ها میل ها شاهد بودم پاراگرافی اضافه تر می بینم. که به این شکل است"قابل ذکر است که سایت آفتاب درستی یا نادرستی این خبر را به هیچ وجه تائید نمی کند . منبع این خبر یک سایت ترکی به آدرس زیر است. http://www.tutkufm.com” در این سایت((tutkufm.com بدنبال این خبر گشتم اما چیزی نیافتم . در سایت محسن اصفهانی تصویری از این خبر در این سایت یافتم . در این سایت در ماه آذر تکذیبه ای راجع به این خبر نوشته شده است.لازم به ذکر است خبر مرداد ماه از بازتاب مخابره شد. اصفهانی در سایت خود به چند نکته ی جالب اشاره می کند و از رواج آن در جامعه سخن می گوید ".. حدود يكي دو ماه پيش يك عكس خاصي در اكثر موبايلهاي مردم رايج شد كه حكايت از تبديل شدن دختري به كانگورو داشت!!" او از باور مردم این گونه می گوید:" اكثر افراد به محض رؤيت اين "دختر خانوم كانگورويي" با يه نگاه متافيزيكي، مو بر تنشون سيخ ميشد و آهي ميكشيدن و بلكه شايد ميرفتن نماز وحشت و نماز آيات و نذر و دعاي عاقبت به خيري ميكردن و تنها با ديدن اين قضيه به چه باورهايي كه نرسيده بودن!!" چندین موضوع که در روزنامه ها و محافل مذهبی و گفتمان های اینترنتی راه یافتند عبارتند از : ورود سگ به صحن مقدس امام رضا (ع) ، ظهور زن پلنگ نما در قم، یافتن دست خط امام زمان . در تمام این حکایت ها آن چیز که قابل توجه است حضور عنصر دینی ! امام رضا و مشهد، امام زمان و مسجد و قم! این حکایت ها از حادثه ای غیر طبیعی[19] در حوزه ی دین خبر می دهند . آنچه که مشهود است حضور این خبرها در حوزه ای بوده است که اذهان غیر طبیعی بودن را راحت تر می پذیرد اما این ناشی از یک دین عوامانه است .دین همیشه از یک ماورایی بودن سخن می گوید.دکتر محسنیان راد در باره ی دین عوامانه می گوید :" ويژگي هاي اين نوع دينداري دو وجه اصلي دارد:1)متون مفهومي مكتوب ندارد.2)سرشار از مجموعه باورهاي شفاهي ذخيره شده در حافظه جمعي است .حوزه هاي مفهومي اين دينداري بيشتر عاطفي وكمتر خرد گرايانه است.به حاشيه بيشتر از متن توجه دارد.به جاي رويكرد عقلاني، به لايه هاي عاطفي روي مي آورد." البته در آینده به صورت عمیق تر روی این چند مورد تحقیق جامعی خواهم کرد. چند عنصر مشابه این روایت ها از دید نگارنده مقاله : نتیجه گیری : به موازات دنیای واقعی جهانی است با ما با نام سایبر ، که در آن ما باز تعریفی از هویت خود ، داریم.این فضا اجازه می دهد که نیاز هایی مطرح شود و نیاز هایی پاسخ داده شوند.نیاز به برقراری ارتباط همانا پایه ترین دلیل به وجود آمدن شبکه تارنما بود . انتقال اطلاعات و گردش اطلاعات و پیوند خوردن به دیگران نیازهای پایه ای بودند . در این انتقال داده ها بدلیل هویت های پنهان و ویژگی چند رسانه ای بودن [20] و چندین منبعی شدن پیام راحت تر خبرهای بی اساس در دیدگاه عموم کاربران شکل می گیرد و با بررسی و مطالعه موردی این پیام ها می توان از دغدغه ها آن جامعه که در آن خدعه های تصویری رشد و نمو کرده است مطلع شد و گاهی سرچشمه ی این خبر در فضای سایبر بوده که به دنیای واقعی هم سرایت می کند و گاه از دنیای واقعی با پر و بال یافتن در سایبر رشد می کند . در نهایت در مارپیچ سکوت این پیام ها گیر می افتند و آن پروسه ی ظهور و رشد و خاموشی را طی می کنند و خاطره می شوند . اما خود این حکایت ها به نوعی نشان از نیاز جامعه و باورهای جامعه است.خداجویی که آنرا از نیازهای ذاتی انسان برمی شمرند و در محدوده ی کوچک تر "دینداری"، نیازی است که در سایبر بازنمایی می شود . در تحقیقی کریم خان محمدی ( رسانه ، 62: 191)طبق یک نظر سنجی از 16295 ایرانی وضعیت دین در جامعه ی اطلاعاتی را این گونه براورد کرده است. 54/3 به غیرمذهبی تر شدن و 16/1 درصد به مذهبی تر شدن اشاره می نمایند. در حالیکه با دیدن این موارد به سطحی شدن دینداری و دینگرایی عوامانه می توان توجه کرد.ویژگی چند رسانه ای و اعمال تغییر و جانشینی تصویر و متن می تواند ذهنیت واقعی بودن را در سایبر در ذهن کاربر قوی نماید و باورپذیرتر جلوه نماید. علاوه بر نقش چند رسانه ای بودن می توان به قدرت و اعتبار منبع خبر (در این مثال سایت خبری آفتاب نیوز ) ، تمایل به باور در انسان و مطرح شدن در حوزه ی ماورایی (دینی که در اینجا مسخ شدن مطرح بود ) باعث قبول این حکایت می شود. منابع: آل پورت، گردن و پستمن، لئو، (1372 )،روانشناسی شایعه، ترجمه ساعد دستانی تهران، سروش خان محمدی ،کریم، )1384 ) جامعه اطلاعاتی و دین (با تاکید بر جهان اسلام)،رسانه ، ،شماره 2. ص191 ساروخانی ،ب.(1380)،اندیشه های بنیادین علم ارتباطات ، تهران، انتشارات خجسته کاپفر،ژان نوئل ، (1380 )،شایعه،ترجمه خداداد موقر،تهران لازار،ژودیت، (1995)،افکار عمومی، ترجمه مرتضی کتبی ،تهران ،نشر نی http://internetfolklore.blogfa.com http://www.mohsen-esfahani.com http://www.patriciapiccinini.net [1] Sign up [2] http://yahoo.com [3] http://msn.com [4] http://aol.com [5] http://gmail.com [6] label [7] spam [8] bulk [9] mail box [10] junk mail [11] forward [12] share [13] Cyberculture [14] hoax [15] rumour [16] http://noqte.com [18] با اين توضيح: `CursedGirl`Hoax [19] extraordinary [20] multimedia
اولين جايي كه در فضاي سايبر يافتم كه در آن به بررسي کامل اين شايعه که نوعی خدعه ی تصویری است ،پرداخته بود سايت نقطه[16] بود .ناصر خالديان در مورد اين خبر چنين به من گفت:
این داستان درست نیست. این یک فریب و شوخی است. این عکس از وبسایت ما به سرقت رفته است و بدون اجازه صاحبان و بر خلاف خواست آنان به کار رفته است.
پاتریشیا (صاحب اثر) بسیار غمگین و ناراحت است و هیچ ارتباطی با کسی که اولین بار چنین داستانی را ساخته است ندارد. پاتریشیا یک هنرمند است و این عکس متعلق به یکی از آثار او میباشد. مجسمه ای از سیلیکون و کائوچو. طرحی از مهندسی ژنتیک و مربوط به تکامل حیوانات.این طرح اساسا هیچ ارتباطی به به موضوعات دینی و اعمال مذهبی ندارد."
Some of you might have seen an image of one of the creatures from `The Leather Landscape` on a website or in an email. This image was stolen from Patricia`s website and used without her permission and against her wishes. She has no connection with - or knowledge of - the person who first started the hoax. The story about the Koran was made up by somebody else (we do not know who) and it disturbed her greatly. She is upset that many people have been fooled and perhaps disturbed by this story. Patricia is an artist. The image is a picture of an art work - a sculpture made from silicone. It is about the idea of genetic engineering. The hoax story that you read was a hoax that had nothing to do with her.
نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت
12:12 توسط مطهره آخوندی| |
تحلیل وبلاگ به عنوان آخرین کار این ترم! برای خواندن اینجا کلیک کنید!
نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت
13:18 توسط مطهره آخوندی| |


